حمیده خیرآبادی را از صمیم قلب دوست داشتم . و شاید خبر درگذشت او جانکاه ترین خبری باشد که از ابتدای سال 89 شنیده ام . چقدر دوست داشتم از نزدیک ببینم اش . همین دیروز بود که با یکی از مدیران فرهیخته ی رادیو در مورد دعوت از این هنرمند پیشکسوت صحبت می کردیم و افسوس و هزار افسوس که اجل فرصت نداد تا صدای گرم و چشمان مهربان او را از نزدیک ببینم...
فقط این را نمی دانم . نمی دانم این چه شعبده ای است که که حتی نباید این فرصت را داشته باشیم تا با مهربانی های او وداعی جانانه کنیم . خبر دفن ناگهانی او بیشتر از خبر درگذشت اش برای من شوک آور بود . آخر چرا نباید فرصتی برای ما نباشد تا قدردانی مان را با حضور در مراسم تشییع اش به نمایش بگذاریم ؟؟!
نمی دانم چه حکمتی است ؟!
حالا تنها می توانیم حواسمان را جمع کنیم به خبرها و ببینیم مراسم درگذشت او را کجا برگزار می کنند . به امید دیدار همه ی علاقمندان این هنرمند عزیز در مراسم درگذشت اش
روح اش شاد .

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 0:43 توسط امین عظیمی
|