پیرامون چند کتاب تئاتری
به بهانه ی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
امسال هم با هر ضرب و زوری بود نمایشگاه کتاب در مصلی ی تهران برگزار شد . خیلی ها جا ماندند. خیلی آدم ها و خیلی از کتابها . اما این نیز بگذرد. حالا که این سطور قلمی می شود، نمایشگاه امسال هم تموم شده و....
اون چیزی که در ادامه می خونید یادداشت های کوتاه من روی چندتا کتاب تئاتریه.

هذا كتاب المستطاب
اما خانم هلن اولیایی نیا در بهترین زمان ممكن سراغ ترجمه ی این اثر رفت و آنگونه كه خود در مقدمه ی كتاب اشاره می كند بر اساس نیازی كه بیش از دو دهه تدریس نمایشنامه نویسی برای او به ارمغان آورده بود ، با انگیزه ی ارائه ترجمه ای روان ، ساده و به دور از پیچیدگی های كلامی و نوشتاری بوطیقا را به فارسی برگردانده است . ماحصل تلاش این مترجم و محقق ترجمه ای به دور از پیچیدگی های زبانی است كه به خوبی می تواند جوابگوی نیاز دانشجویان تئاتر و ادبیات باشد . مترجم علاوه بر ترجمه ی پیش گفتار «جی . ام . آ . گروب » كه كتاب بر اساس ترجمه ی انگلیسی او انجام شده ، تحلیلی مفصل از «فرانسیس فرگوسن» را در بیش از 50 صفحه به انتهای كتاب افزوده كه خواندن آن برای درك بهتر فن شعر بسیار راهگشاست . فرگوسن در حقیقت چكیده ای تحلیلی و در عین حال روشنگر از این اثر ارسطو عرضه می كند كه خود به تنهایی می تواند همچون معلمی فهیم شما را در خواندن و تحلیل و درك ظرافت های این اثر یاری كند . بحث جذاب فرگوسن در مورد «كنش » قطعاً یكی از بخش های مورد علاقه برای دانشجویان تئاتر خواهد بود كه همواره بر سر دركی آشكار از این كلمه از منظر ارسطو با چالش های زیادی روبرو بوده اند .
در پایان كتاب نیز بخشی با عنوان كتاب شناسی گزیده برای آنهایی كه به مطالعه ی جدی این رساله علاقه دارند ،گنجانده شده است. این كتاب را نشر «فردا» اصفهان كه ناشر تخصصی كتابهای تئاتری و نمایشنامه است در نمایشگاه كتاب و در سالن ناشران عمومی عرضه كرده است.
بوطیقا
ارسطو
هلن اولیایی نیا
نشر فردا
184 صفحه
2400 تومان

نفرین و هزار بار نفرین
شپرد در «نفرین طبقه ی گرسنه» خانواده ای را به تصویر می كشد كه در تقلای كشف معنای زندگی شان ، تصویری دست نیافتنی از آزادی و امنیت را عرضه می كنند . آنها گرسنه اند، اما نه گرسنگی فیزیكی ، بلكه اشتهایی كور شده و بی انتها برای كسب فردیت ، تمایز و كسب خشنودی از نقشی كه ایفا می كنند سرتا سر وجود آنها را در برگرفته است . آنها شوریده و خشماگین سر یكدیگر فریاد می كشند و در تراژدی خانوادگی شان در كانونی از جدل های زهرخندگون ما را می رنجانند و به فكر فرو می برند . غذا و غذا خوردن در این نمایشنامه عنصر مهمی است و در ورای كاركرد نشانه گون ظاهری آن استعاه ای از گرسنگی مطلقاً بی پایان روحی اعضای خانواده ای است كه آگاهانه از بیهودگی پایان ناپذیر زندگی خودشان می گریزند.
شپرد كارش را با نگارش متن هایی برای گروه های آف –آف برادوی آغاز كرد. اما در سالهای اخیر علاوه بر نگارش متون نمایشی ، فیلم نامه ، شعر ، و... به بازی در آثار سینمایی مشغول شده است . منوچهر خاكسار هرسینی كه خود سالها در كشور آمریكا زندگی كرده و فعالیت های تئاتری داشته است ترجمه ی قابل قبولی از این نمایشنامه عرضه كرده است .
سَم ِشپرد
منوچهر خاكسار هرسینی
نشر افراز
120 صفحه
2000 تومان

".... دیر سر كار رسیده بودم و یه ماشین دیگه ، جای من پارك بود. یعنی یه نفر جای پارك منو گرفته بود. یه لحظه تو ماشین نشستم ، نمی دونستم كجا برم. همینطور به جلوم خیره شده بودم. بعد ماشینم رو گذاشتم تو دنده و رفتم تو شكمش...راست رفتم تو شكم اون ماشینه . رفتم عقب و دوباره كوبیدم به اون ماشین و دوباره و دوباره و دوباره تا اینكه اون ماشینه مثل یه آكوردئون مچاله شد به دیوار ساختمان..."
اینها را مردی می گوید كه آرام و خونسرد در لبه ی پنجره ی طبقه ی هفتم یك ساختمان بلند مرتبه ایستاده و ساكنان ساختمان را كه گمان می برند می خواهد خودكشی كند ، حسابی به وحشت انداخته است . مردی كه نمی دانیم ما در خواب او به سر می بریم و یا اینكه او در ورای معناباختگی زندگی روزمره اش مرز میان بیداری و كابوس را فراموش كرده است . هرچه هست به بهانه ی حضور او در لبه ی طبقه ی هفتم است كه با زوج های گوناگونی آشنا می شویم كه در یك میهمانی حضور دارند و چالش های ارتباطی شان را از پس پنجره های باز خانه شان فریاد می كنند . گویی مخاطب همچون روحی سیال ، همچون همزادی سرگشته و مبهوت ، تنها و تنها با بی معنایی آشكار و پنهانی مواجه می شود كه در لحظه لحظه ی رابطه و مسیری كه شخصیت های نمایش در زندگی طی می كنند روبرو شده است.
تا آنجا كه می دانم این نخستین نمایشنامه ای است كه از یك نویسنده ی كانادایی به زبان فارسی برگردانده می شود . ساسان گل فر كه خود فارغ التحصیل رشته ی بازیگری تئاتر است در ترجمه ی این نمایشنامه تلاش وافری برای حفظ و انتقال ظرافت های شوخ طبعانه و طنازانه ی موریس َپنیچ انجام داده است .
موریس َپنیچ ، نمایشنامه نویس ، كارگردان و بازیگر شاخص كانادایی این نمایشنامه را در سالهای میانی دهه ی 90 در كشور كانادا نوشت و روی صحنه برد. اثری كه با بهره مندی از بافتی روایی و مبتنی بر بازگویی های سولیلوگ وار هریك از شخصیت ها در فضایی ملموس و قابل درك تصویرگر همان معناباختگی ای است كه پس از جنگ جهانی دوم با آثار بكت ، آداموف و یونسكو وارد جریان ادبیات نمایشی شد . با این تفاوت كه آن بافت انتزاعی و جهانشمول در بافتی مكان مند و مبتنی بر مقتضیات زندگی مدرن پیاده شده است و برای مخاطب ایرانی نیز به شدت قابل درك است .
این نمایشنامه كه در قالب مجموعه ی نمایشنامه های برگزیده ی دهه ی 90 توسط نشر «تجربه» منتشر شده است ، همچون دیگر آثار این ناشر از پخش خوبی برخوردار نیست و بهترین فرصت برای خرید آن همین روزهای نمایشگاه كتاب است كه بالاخره می توانید نشانی از این نشر تخصصی آثار تئاتری پیدا كنید .
موریس َپنیچ
ساسان گل فر
نشر تجربه
82 صفحه
900 تومان

منصور کوشان که خود در سالهای پیش از انقلاب در زمینه نقد و بررسی آثار نمایشی نوشته های بسیاری دارد در کتاب «فراسوی متن ، فراسوی شگرد » تلاش می کند دو رویکرد را همزمان توسعه دهد.
نخست ترسیم شمای کلی از وجوه زندگی شخصی هنریک ایبسن و نمود آن در آثار او ، بویژه نمایشنامه هایی که در سالهای تبعید نوشته است و دوم تحلیلی ساختاری بر آثار نمایشی وی با تاکید بر ماهیت ساختارشکنانه و آشنایی زدایانه ی آنها . کوشان در بخش نخست کتاب 600 صفحه ای خویش با استفاده از خاطرات دوران کودکی ، نامه ها و اشعار ایبسن جوان بر مبنای نوعی بهره گیری از امکانات نقد مولف و نقد ژنتیکی، تلاش می کند رگه های آشکار و پنهان شخصیت های آثار او را در زندگی خصوصی ایبسن رد یابی کند . اما در بخش دوم که با عنوان «فراسوی شگرد» دسته بندی شده است ابتدا با پرداختن به نظریه ادبی فرمالیسم و تبیین مفهوم آشنا زدایی ، زمینه را برای بررسی 11 نمایشنامه که ایبسن در سالهای آخر عمرش همچون نمایشنامه های خانه ی عروسک ، اشباح ، دشمن مردم ، مرغابی وحشی ، روسمر آباد ، بانوی دریا ، هدا گابلر ، استاد معمار ، ایولف کوچولو ، یان گابریل بورکمان و وقتی ما مردگان بیدار می شویم ، آماده می کند و در ادامه هر متن را متکی بر منطق ساختاری آن و مستقل از هرگونه ارجاع خارجی مورد کند و کاو قرار می دهد . رویکرد کوشان در طول کتاب ماهیتی تاویلی دارد . او کوشش بسیاری کرده است تا مستاق هایی برای نظرات خویش در مورد آثار ایبسن بیابد و آنها را دسته بندی کند . این اثر پژوهشی که ابتدا توسط کوشان به زبان نروژی نوشته شده و توسط خود او به فارسی برگردانده شده است ، ماحصل تلاش چندین و چند ساله ی این نویسنده و زندگی و تعامل با مردمان این کشور اروپایی است که این امر در درک ودریافت او از نمایشنامه های اثر گذار بوده است .
«فراسوی متن ، فراسوی شگرد» کتابی کاربردی است و بیش از هر کس نیاز دانشجویانی را برطرف می کند که می خواهند به سیمایی کلی و در عین حال نظام مند از ایبسن دست یابند و بر اهمیت جایگاه این آغاز گر مدرنیسم در نمایشنامه نویسی وقوف بیشتری یابند . در فصل های پایانی کتاب سالشمار و مجموعه تصاویری از ایبسن نیز گنجانده شده است . در پایان تنها ذکر یک نکته : وجود غلط های نگارشی که در زمان حروفچینی وارد اثر شده زیبنده ی چنین پژوهشی نیست . این اغلاط که می توان از مقدمه ی کتاب با نمونه هایی از آنها روبرو شد همچون « هنر منوتیک » به جای لغت «هرمنوتیک » و یا عنوان اثر شاخص لوکاچ ، «جامعه شناسی رمان» که به اشتباه «جامعه شناسی زمان» چاپ شده و ..... که به اعتبار این اثر لطمه وارد می کند . به این امید که در چاپ های بعدی این اثر دقت بیشتری مبذول شود .
نوشته منصور کوشان
نشر نوروز هنر
1386
600 صفحه
8200 تومان

حالا اصلاً كافكا دیگه چیه ؟
طنز آیوز ، طنزی استعاری است ، هجوهایش می تواند حسابی به خنده تان بیاندازد و تصوری كه می شود از اجرای این نمایشنامه داشت ذهن هر كارگردانی را قلقلك می دهد . بویژه آنهایی كه دو نمایشنامه ی دیگر این نویسنده را كه به فارسی چاپ شده ، دیده باشند . نمایشنامه ی «فیلیپ گلس یك قرص نان می خرد» كه پیش ترها در فصلنامه ی تخصصی ادبیات نمایشی «سیمیا» - یعنی زمانی كه این نشریه را عده ای دانشجوی تئاتر در می آورند- چاپ شد و نمایشنامه ی «مسئله ای نیست» كه در فصلنامه ی صحنه دوران سردبیری حمید امجد منتشر شده بود .
حمید امجد علاوه بر ترجمه ی روان این نمایشنامه یادداشت كوتاهی در مورد دیوید آیوز و همچنین تحلیل هایی از آثار میلتون ، كافكا و سوییفت كه مبدا هجوهای آیوز بوده در ابتدای این نمایشنامه ی كوتاه آورده است و خواندن آن را برای شما دقیق تر كرده است .
حرف، حرف، حرف(نمایشنامه )
دیوید آیوز
برگردان حمید امجد
24 صفحه
500 تومان

در باره ی شاه اوبو آلفرد ژاری
یك نمایشنامه ی دادائیستی
آلفرد ژاری در عمر کوتاه 34 سالهاش، آثار بسیاری را خلق میکند که تعدادی از آنها پس از مرگش منتشر شد. او در21 سالگی اولین کتابش را تحت عنوان لحظاتی از تذکره شنی (که ترکیبی از نمایشهای عروسکی بود) منتشر کرد و 22 سالگی دومین کتابش (سزار – دجال مسیح) را منتشر میکند. آلفرد ژاری در سن 24 سالگی موفق به انتشار اولین رمانش به نام "شبها و روزها" میشود که درباره یک سرباز فراری است. از دیگر رمانهای او میتوان به مه سالین (1901) ، ابرنر (1902)، کارهای بزرگ و عقاید دکتر فاسترول، پاتا فیزیك (1911)، شرابه شمشیر (تکمیل شده توسط شارلوت ژاری، 1943) اشاره کرد. با آنكه ترجمه ی جواد ذوالقاری در بسیاری از بخش ها نتوانسته حق مطلب را ادا كند اما خواندن این نمایشنامه را شدیدا به شما توصیه می كنیم . كتاب دنیای استثنایی آلفرد ژاری توسط انتشارات نوروز هنر در شمارگان 1200 و قیمت دوهزار تومان منتشر شده است.
آلفرد ژاری
جواد ذوالفقاری
نوروز هنر
2000 تومان
چند تك نگاری پیرامون كارگردانان تئاتر ایران
به كوشش وحید ایوبی
نشر تجربه
میانگین بها ی هر جلد 1200 تومان
سیزده شباهت ِکتاب ها و روسپی ها *
والتر بنیامین
ترجمه: امین عظیمی
1
کتاب ها و روسپی ها را می توان به رختخواب برد .
2
کتاب ها و روسپی ها ، زمان را در هم می بافند . بر شب مانند روز و بر روز مانند شب حکومت می کنند.
3
نه کتاب ها برای دقیقه ها ارزش قائلند و نه روسپی ها . اما آشنایی نزدیک تر با آنها نشان می دهد در واقع چقدر عجول اند . همین که توجه مان به آنها معطوف می شود ، شروع به شمردن دقیقه ها می کنند .
4
کتاب ها و روسپی ها همواره در عشقی ناکامیاب نسبت به یکدیگر به سر برده اند .
5
کتاب ها و روسپی ها هر دو مردان ویژه ی خود را دارند ؛ مردانی که از طریق آنها روزگار سپری می کنند و عذابشان می دهند ؛ در این زمینه مردان ِ ویژه ی کتابها منتقدان اند .
6
کتاب ها و روسپی ها در موسسه های عمومی جای دارند – مشتری هر دو دانشجویان اند .
7
کتاب ها و روسپی ها – به ندرت کسی که تصاحب شان می کند ، شاهد مرگشان می شود . پیش از آنکه عمرشان به سر رسد گم و گور می شوند .
8
کتاب ها و روسپی ها خیلی علاقه دارند توضیح دهند چگونه به این حال و روز افتاده اند : و از گفتن هیچ دروغی فروگذار نیستند . در واقع اغلب سیر و چگونگی ی ماجرا را نفهمیده اند . سال ها دنبال دلشان رفته اند و روزی با اندامی چاق در همان نقطه ای برای خودفروشی می ایستد که صرفا ً برای آموختن درس زندگی توقفی داشته اند.
9
کتاب ها و روسپی ها وقتی نمایش می دهند ، دوست دارند پشت کنند .
10
کتاب ها و روسپی ها زاد و رودشان زیاد است .
11
کتاب ها و روسپی ها – " راهبه ی پیر ، روسپی جوان"- چه کتابهایی که زمانی بدنام بودند و اکنون راهنمای جوانان اند !
12
کتاب ها و روسپی ها دعوا مرافعه های شان را جلو چشم همه می کنند .
13
کتاب ها و روسپی ها – پانویس های کتابها ، اسکناس های روسپی در جوراب های بلندش است .
* این نوشته پاره ای از کتاب ONE WAY STREET والتر بنیامین است . این کتاب را حمید فرازنده به طور کامل ترجمه کرده و نشر مرکز نیز آن را به دست انتشار سپرده است .
براي خودم هم عجيب بود . صبح امروز sms اي دريافت كردم در مورد پاسداشت سالروز مرگ چه گوارا . من هيچوقت نتونستم دليل اين همه شهرت و محبوبيت "چه" رو بفهمم . گذشت تا اينكه چند ساعت پيش خيلي اتفاقي به كتابي برخوردم با عنوان "زنده باد چه گوارا" كه شامل نوشته هايي از ژان پل سارتر ، رژي دبره ، هربرت ريد ، گراهام گرين ، پتر وايس ، فرانچسكو روزي و ... در بزرگداشت "چه" بود . كتاب رو انتشارات نيلوفر چاپ كرده ولي جالب اينجاست كه سال انتشار نداره ولي احتمالاً در كوران انقلاب ايران منتشر شده ، قيمتش هم 17 تومنه . كتاب رو فرهاد فراهاني ترجمه كرده .وقتي يه دوري تو كتاب زدم ، تحت تاثير ابعاد اجتماعي و رواني مرگ اين اسطوره قرار گرفتم ... خلاصه اينكه بي مناسبت نديدم يكي از شعرهاي كتاب رو كه يه كوبايي در مورد چه گفته اينجا بيارم. اين شعر تقديم به همه عاشقان چه .

با اين كه افتاده اي
درخشش تو كمتر نشده است
سياهي اندام چريكي ات
نشسته بر اسبي از آتش است
ميان ابرها و بادهاي سيه را
گرچه تو را ساكت كرده اند ، تو ساكت نيستي
گرچه تو را سوزاندند
گرچه در زير زمين پنهانت كردند
گرچه تو را
در گورستانها ، جنگلها و كوهستانها پنهان كردند ،
نمي توانند ما را از يافتن تو بازدارند
"چه" ، فرمانده ، رفيق !
نيكلاس گيلن (كوبا)
13شباهت ِکتاب ها و روسپی ها
والتر بنیامین
![]()
1
کتاب ها و روسپی ها را می توان به رختخواب برد .
2
کتاب ها و روسپی ها ، زمان را در هم می بافند . بر شب مانند روز و بر روز مانند شب حکومت می کنند.
3
نه کتاب ها برای دقیقه ها ارزش قائلند و نه روسپی ها . اما آشنایی نزدیک تر با آنها نشان می دهد در واقع چقدر عجول اند . همین که توجه مان به آنها معطوف می شود ، شروع به شمردن دقیقه ها می کنند .
4
کتاب ها و روسپی ها همواره در عشقی ناکامیاب نسبت به یکدیگر به سر برده اند .
5
کتاب ها و روسپی ها هر دو مردان ویژه ی خود را دارند ؛ مردانی که از طریق آنها روزگار سپری می کنند و عذابشان می دهند ؛ در این زمینه مردان ِ ویژه ی کتابها منتقدان اند .
6
کتاب ها و روسپی ها در موسسه های عمومی جای دارند – مشتری هر دو دانشجویان اند .
7
کتاب ها و روسپی ها – به ندرت کسی که تصاحب شان می کند ، شاهد مرگشان می شود . پیش از آنکه عمرشان به سر رسد گم و گور می شوند .
8
کتاب ها و روسپی ها خیلی علاقه دارند توضیح دهند چگونه به این حال و روز افتاده اند : و از گفتن هیچ دروغی فروگذار نیستند . در واقع اغلب سیر و چگونگی ی ماجرا را نفهمیده اند . سال ها دنبال دلشان رفته اند و روزی با اندامی چاق در همان نقطه ای برای خودفروشی می ایستد که صرفا ً برای آموختن درس زندگی توقفی داشته است .
9
کتاب ها و روسپی ها وقتی نمایش می دهند ، دوست دارند پشت کنند .
10
کتاب ها و روسپی ها زاد و رودشان زیاد است .
11
کتاب ها و روسپی ها – " راهبه ی پیر ، روسپی جوان"- چه کتابهایی که زمانی بدنام بودند و اکنون راهنمای جوانان اند .
12
کتاب ها و روسپی ها دعوا مرافعه های شان را جلو چشم همه می کنند .
13
کتاب ها و روسپی ها – پانویس های کتابها ، اسکناس های روسپی در جوراب های بلندش است .
نوشتن
شغل نیست .
پیشه ی اوقات
ناخشنودی است .
تکنیک نویسندگی در سیزده نهاده
والتر بنیامین
1
کسی که می خواهد دست به کار ِ نوشتن ِ اثر بزرگی شود ، باید با خود مدارا کند ، و وقتی سهم معین روزانه اش را نوشت و تمام کرد ، تا آن جا که مانع کارش در روز بعد نشود ، خوش بگذراند.
2
می توانی از نوشته هایت با دیگران سخن بگویی ، اما تا کتاب تمام نشده است ، چیزی از آن را برای دیگران نخوان . هر خشنودی خاطری که از این طریق به دست آوری ، از ضرباهنگ کارت می کاهد . اگر به این انضباط پای بند بمانی میل ِ رو به افزون برای برقراری ِ ارتباط ، سرانجام تبدیل به نیروی محرکه یی برای پایان دادن کار می شود .
3
در محیط کاری ات از میان حالی ِ زندگی روزانه اجتناب کن . یک آرامش نسبی که همراه با سروصداهای کسل کننده است ، خفت بار است . از سوی دیگر ، همراهی ِ یک اِ تود یا سر و صدای اطراف ، به اندازه ی شنیدن سکوت شب می تواند مفید باشد . اگر چنین سکوتی گوش درون را تیز می کند ، آن اولی در حکم سنگ محک طرز بیان است که به واسطه ی فراوانی اش حتی ناهنجارترین صداها را می پوشاند .
4
از نوشت افزار ِ هرچه پیش آمد خوش آمد استفاده نکن ، پافشاری در استفاده از نوع معینی کاغذ ، قلم و مرکب سودمند است . دنبال تجمل نباش ، اما وفور این ابزار شرط ضروری است .
5
نگذار هیچ اندیشه ای از ذهنت به طور ناشناس بگذرد : و در دفترچه ی یادداشتت به همان جدیتی بنویس که ماموران امنیتی اسامی اتباع خارجی را ثبت می کنند .
6
قلم ات باید از الهام دوری جوید تا با نیروی مغناطیسی آن را به سوی خود بکشد . هر چقدر مآل اندیشانه تر، نوشتن چیزی را که به ذهنت رسیده است به تاخیر بیاندازی ، پربارتر خودش را در اختیارت می گذارد.
7
هیچ گاه به خاطر این که چیزی به ذهنت نرسیده است ، از نوشتن دست نکش ، حیثیت ِ ادبی ایجاب می کند تنها در لحظه ی از پیش تعیین شده ( وقت غذا ، یا قرار ملاقات ) ، یا در لحظه ی پایان کار نوشتن را کنار بگذاری .
8
وقتی برای نوشتن الهام نمی رسد ، وقتت را با پاک نویس کردن ِ آن چه نوشته ای پر کن . این جوری شمّت دوباره بیدار می شود .
9
Nulla dies sine lineo [ هیچ روزی بدون نوشتن سطری نگذرد ] – اما ممکن است هفته ها همین طور بگذرد.
10
هیچ کاری را که یک شب تا سپیده ی صبح رویش کار نکرده ای ، تمام شده قلمداد نکن.
11
خاتمه ی یک اثر را در اتاق کار ِ همیشگی ات ننویس . شهامت لازم را آنجا نخواهی یافت .
12
مراحل نوشتن : اندیشه / سبک / نوشتار . ارزش پاک نویس کردن در این است که همه ی حواست را جمع زیبایی خط بکنی . اندیشه ، الهام را از بین می برد ؛ سبک ، اندیشه را مهار می کند ؛ و نوشتار ، سبک را به نتیجه می رساند.
13
اثر ، صورتک ِ مرگ برای طرح ِ ذهنی است .
1- شالی به درازای جاده ابریشم ، رمان خوبی است ، باور کنید باید در یک نشست تمامش کرد . روان است و به شکل عجیبی صادقانه . نمی شود گفت نقصی در کار نیست ، اما ساختارش حسابی آدم را جذب می کن د. از همان سطرهای نخست . این تنهایی و حرمانی که زن داستان دچارش شده در تقابل با حس درونی اش که نوعی شور و اشتیاق عاشقانه و استیصال مابانه است در برابر سختی های زندگی خیلی خوب از کار در امده. من از مهستی شاهرخی هیچ نخوانده بودم . تقریباً نمی شناختمش . فقط اسمش را آنهم از دهن بچه ها شنیده بودم . اما حالا برایم تبدیل شده به یک نویسنده جدی و صاحب سبک . اصلا ً کاری هم به این جایزه بازی های بی منطق این سالها ندارم . رمان درست و حسابی است و بی هیچ حاشیه ای خودش راهش را پیدا کرده و می کند . فقط یک افسوس بزرگ هست این وسط . انهم غلطهای بیشمار تایپی است که این حضرات نشر ورجاوند سر کتاب هوار کرده اند . خوب چاره اش یک قلم است . ان هم موقع خواندن . تازه لذت یک ویراستاری هم با شماست . می شود خیلی راجعش حرف زد اما بحث اصلی اش را می گذارم چند روز دیگر . وقتی از زیر بار فشار حسی اش خلاص شدم .

مهستی شاهرخی (نویسنده شالی به درازای جاده ابریشم)
برای من اتفاق عجیبی بود که درست همان شبی که برای بار سوم " رقصنده در تاریکی " ( لارس فون تریر ) را می دیدم این کتاب را دست بگیرم . شخصیتهای اصلی این فیلم – بیورک با آن صدای معرکه و بازی ی درخشانش- و کتایون رمان خانم شاهرخی عجیب به هم شبیه بودند . هردو شان در این زندگی نکبتی ، برای رهایی و دور شدن از تنهایی و دردهاشان رویا می بافتند . خیال می کردند تا به قول آن دو پسربچه ی فیلم مسافر بیضایی بر تلخی واقعیت بیرون فائق بیایند . برای کتایون که عشق عجیبی دارد به بچه داشتن و یک زندگی ساده و سالم ، دنیا همانقدر سختگیر است که سلمای رقصنده در تاریکی تمامی تلاش رقت بارش را برای نجات چشم های پسرش باید این گونه تقاص پس بدهد . حالا خود ما کجای کاریم . بی خیال...
2- می شود حتی اسمش را گذاشت حسودی . ولی انطورها هم حسودی ی حسودی نیست . یکجور تعارض هم درش هست . وقتی می بینم همه دارند می نویسند و چاپ می کنند و کلی حالشان خوب است دردم می آید از تمام امراضی که از پس این سالها عقیم کرده .آنهم از کاری که انقدر دوستش داشتم و دارم ، انگار حالا آرزوهامان تلنبار شده . ای بابا ! باز هم درهای رحمت ازلی چس ناله گشوده شد . ساده اش این است ، من دارد یک جاییم می سوزد وقتی می بینم بچه ها انقدر منظم و مداوم کار می کنند و انقدر هم خوب نتیجه می گیرند . حالا چه فرق می کند شعر بنویسند یا رمان یا حتا اراجیفی که از خواندنش لذت می بریم . اصلا ً خود همین نوشتن . حالا که هم انگشتهایم تند تند درد می گیرد – اسمش را بگذار درد بی درمان – هم چشمهام وضعش ناجور شده و می شود ... اصلا ً نمی دانم چرا این چندسطر را نوشتم . بگذاریدش به حساب حال خرابی ی من .