تبليغاتX
فروپاشی ی اول شخص مفرد

یادداشتی کوتاه درباره ی فیلم "یگان ویژه "(خوزه پادیا)  برنده خرس طلایی جشنواره برلین 2008

 

آدمکش ها و آدمکش ها

 

برزیل فقط كشور «پله» و «رونالدو» و «توپ» و «جام‌جهانی» نیست. این را از همان دقایق اولیه تماشای فیلم «یگان ویژه» می‌توان با تمام وجود احساس كرد. جایی كه آدمكش‌ها و پلیس‌ها مثل آب خوردن مغز همدیگر را با سلاح‌های پیش‌رفته جنگی آنهم توی كوچه پس‌ كوچه‌های محله‌‌های فقیرنشین متلاشی می‌كنند. پلیس‌های «ریودوژانیرو» دلال‌مسلك و فاسد و رشوه‌گیراند. اما آنچه «خوزه پادیا» در فیلم تاثیرگذارش به تصویر كشیده فراتر می‌رود و ماجرای یگان‌ویژه پلیس نظامی باعنوان اختصاری BOPE است. كماندوهایی فوق ورزیده، خشن و بی‌رحم كه برخلاف پلیس‌های بی‌حال و آبی‌پوش شهر، لباس‌هایی یك دست سیاه به تن دارند و با اسلحه‌های خودكار و جنگی‌شان همین‌طور كه در كوچه‌پس‌كوچه‌های ریودوژانیرو قدم می‌زنند سانت به سانت قاچاقچی‌ها، مواد فروش‌ها و جنایتكارها را به هلاكت می‌رسانند.آنها رشوه نمی‌گیرند، اهل زدوبند هم نیستند. اما برای رسیدن به هدف‌شان-‌ از بین بردن آدم بدها- آنقدر خشن و بی‌رحم هستند كه از هیچ شكنجه‌گری و توحشی ابا ندارند و گاه گوی سبقت را از دشمنان‌شان می‌ربایند.فیلم پر از صحنه‌های هیجان‌انگیز و تكان‌دهنده درگیری‌های خیابانی و كوچه‌به‌كوچه است. دوربین در قلب دایره كنش به این سو و آن‌سو می‌رود و آنقدر به حوادث نزدیك است كه لكه‌های خون قربانیان در یكی از صحنه‌ها روی لنز پاشیده می‌شود. آنچه این فضای تاثیرگذار را به شدت جذاب كرده روایت اول‌شخص یكی از افسران پلیس ویژه BOPE به نام «ناسیمنتو» است كه دیگر نمی‌تواند یا نمی‌خواهد به كارش ادامه دهد. این سرآغاز پیوندخوردن قصه دو افسر جوان پلیس با ماجرای «ناسیمنتو» به نام‌های «نتو» و «ماتیاس» هم هست: اینكه چه كسی باید جای افسر را بگیرد. ساختار روایی فیلم غیرخطی، تكه‌تكه و با رفت و برگشت‌هایی مبتنی بر شخصیت‌ها و رویدادها شكل گرفته است. این روند حركتی درست مثل یك ترن هوایی رها شده توی یك لابیرنت درب و داغان است. ما با سرعت و شتاب، با هیجانی هولناك و گاه خوف‌آور در كوچه‌پس‌كوچه‌های «ریودوژانیرو» پیچ و تاب می‌خوریم و پیش می‌رویم. آدم‌هایی سوار ترن می‌شوند و محوریت روایت را تصاحب می‌كنند. اما این ترن سركش، پرشتاب مسافرهایش را پیاده و سوار می‌كند. چیزی كه این وسط جا می‌ماند جنازه‌های سوراخ سوراخ است. جنازه‌هایی كه با سبك‌پردازی بصری- دوربین روی دست- و فضاسازی صوتی و خارق‌العاده به واقعیت پهلو می‌زند. لحن فیلم‌ گاه به مستندنمایی نزدیك می‌شود و انگاركه با تلاطمات روحی فرمانده ناسیمنتو همراه شده باشد بعضی جاها جزءپردازی بیشتری از خود نشان می‌دهد. مثل سكانس‌های مربوط به دوره‌ سخت نظامی BOPE كه به خوبی به تماشاگر می‌فهماند شخصیت‌های ماجرا الان وسط چه جهنمی قرار دارند. سكانس تنبیه ماتیاس با نارنجكی ضامن رها شده و نیز فصل 10 ثانیه زمان برای غذاخوردن، كسانی را كه تجربه سربازی رفتن داشته باشند به یاد یك خاطره درست و حسابی می‌اندازد! «یگان ویژه» با ریتم فوق‌العاده اش و با تاثیرهای آشكار و پنهان‌اش از فیلم «شهر خدا»‌ی فرناندو‌ میری‌یس، گویی به همزادی برای آن اثر بدل شده با این تفاوت كه در این فیلم به جای گشت و گذار در بطن‌ گروه‌های جنایت‌كار خیابانی به دنیای پلیس‌های این شهر وارد شده‌ایم و غلیانات روحی آنها را به نمایش می‌گذاریم. آنچه موجب شده نبرد بی‌پایان آدمكش‌ها با آدمكش‌ها در جهنم ریودوژانیرو اینقدر تاثیرگذار از آب دربیاید به خوبی درگفتار پایان فیلم آمده: واقعا توی این شهر فرق بین پلیس‌ها و جنایتكارها چیه؟

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 18:36 توسط امین عظیمی |